سلام به همه دوستای گلم

شرمنده که دیر آپ میکنم اخه حالو روزه خوبی ندارم با این حالم نمیتونم مطلب بذارم نمیخوام ناراحتیمو منتقل کنم به اینجا دوست ندارم کسی منو غمگین ببینه هرچند که غم جزیی از زندگیه

اما خوب الان دیگه کم طاقت شدم از همه دوستام میخوام که واسم دعا کنن مطمئنا خدا زودتر ترتیب اثر میده

خیلی وقته که هیچکس صدای گریه هامو نمیشنوه البته اینجوری راحت ترم خیلی وقته که دستم به سمتش درازه ازش کمک میخوام باهاش حرف زدم گفتم که دارم داغون میشم گفتم که دیگه طاقت ندارم

گفتم خدایا دیگه بسه عاجزانه ازش خواستم حالو روزمو میبینه میبینه دارم اب میشم چرا هنوز دستمو نمیگیره بهش احتیاج دارم بچه ها شماها بهش بگین مطمئنا شماها دلتون از من پاک تره.

دیگه خنده هام کسی رو شاد نمیکنه اخه از ته دل نیست دلم بحال مادرم میسوزه میبینم که حال من اونم داره داغون میکنه